تبليغاتX
عقل سرخ جنون سبز

عقل سرخ جنون سبز

انقدر رفتیم و به جایی نرسیدیم تا به خود خدا رسیدیم ...
زندگی

 

مردن به خاطر تو

کار سهلی است

از این پس

فقط به خاطر تو

میخواهم زنده بمانم

۳۱/۴/۸۹

+نوشته شده در 89/07/11ساعت11:45توسط رحمان امانی فرد |
افسون چشمان تو

 

چشمان تو

چه کم از افسون دارند؟

چشمانی که نباید دوستشان داشت

و نمی شود دوستشان نداشت

+نوشته شده در 89/04/27ساعت10:49توسط رحمان امانی فرد |
چنین گفت آنکه نگفت 7

 

(1)

نخستین گام در آموزش ، نه یادگیری که نایادگیری است.

 

(2)

آن که به آن چه تصادفا در زندگی اتفاق می افتد ، قلبا رضا می دهد ، حکمت زندگی را شخصا تجربه کرده است.

 

(3)

آنهایی که حقیقت را می دانند با آنهایی که نمی دانند برابر نیستند ، اما آنهایی که حقیقت را می دانند ، با آنهایی که آن را دوست می دارند نابرابرترند

 

(4)

کفش کسی را خلاقانه واکس زدن به مراتب با ارزش تر از پرتاب ماهواره به فضا از روی تقلید است

 

(5)

ذهن باز ، حقیقت را در چیزهای مختلف می بیند ، اما ذهن بسته فقط اختلاف چیزها را بدون حقیقت می بیند.

 

(6)

اندیشیدن ، تا زمانی که براساس اندیشه آموزی باشد خود مانع اندیشه ورزی است

 

(7)

در یک جامعه بیمار ، آدمی هرقدر بیشتر تظاهر به دوست داشتن کند ، بیشتر او را دوست می دارند و چه نفرت محبوبی در این دوستی منفور محجوب است.

 

(8)

آنچه بیش از حد پنهان است ، از شدت پیدایی ، نهان است.

 

(9)

آن که به تقدیر الهی رضا می دهد آز هر تدبیر شیطانی آزاد شده است.

 

(10)

بهترین راه اثبات حقیقت ، نه دلیل آوردن برای آن ، بلکه زندگی کردن با آن است.

 

+نوشته شده در 89/04/26ساعت0:39توسط رحمان امانی فرد |
بیکران من

 

آهای مردم!

روحم درد می کند

از ناکجا تا بیکرانش

جاده ی آسفالته ای لازم است

تا که سیر شود تمامیتش

(البته نه برای کسانی که

هواپیمای خصوصی دارند)

 

+نوشته شده در 89/04/19ساعت1:7توسط رحمان امانی فرد |
چنین گفت آنکه نگفت (6)

 

(۱)

تنها دوره ای از زندگی که ممکن است بشر از آموختن واقعی بازماند دوران آموزش های رسمی و مدرسه ای است.

(۲)

همواره فرهنگ پنهان جامعه در شکل دهی شخصیت مردمان بیش از فرهنگ آشکار نقش داشته است

(۳)

ریاکاران با اخلاق سریشمی و نیک ورزان با اخلاق سرشتی از هم متمایز می گردند

(۴)

راز فرمان برداری ابلیس از خداوند در این بود که از فرمان خداوند سرپیچی کند

(۵)

دوستی واقعی میل به دیگری بدون نیل به خویش است

(۶)

صمیمیت صداقت و خلاقیت در یک جامعه ی ناسالم خطرناک ترین فضیلت ها به شمار می آید

(۷)

آنکس که حرفه اش وعظ و پیشه اش خطابه است در عمل کردن به آنچه می گوید ناتوان ترین است

(۸)

عمل کردن به آنچه می دانیم به همان اندازه ارزش دارد که عمل نکردن به آنچه نمی دانیم و شاید این یکی اندکی بیشتر

(۹)

باید همه را دوست داشت اما آنان که مارا دوست ندارند خیلی بیشتر

(۱۰)

خدا بی آنکه نیازی به اثبات داشته باشد در دلها وجود دارد و آنکه سعی در اثبات او دارد با در ثبات ایمان خویش تردید کند

 

+نوشته شده در 88/12/08ساعت10:49توسط رحمان امانی فرد |

 

... و من یک انسانم

با عالمی پر از گناه

و دلی پر از هوس

 

فقط نمی دانم

گناه این همه هوس بر گردنم است

یا هوس این همه گناه در دلم

 

موجودیتم را که بالا و پایین می کنم

با خودم لج می کنم

نه گناه را باور می کنم

نه هوس را

فقط قلبم را می پذیرم

و تمام مجهولات ذهنم را

با همین یک معلوم تعریف می کنم

 

 

3/11/88

 

+نوشته شده در 88/11/13ساعت7:1توسط رحمان امانی فرد |
ارام جان

 

***تقدیم به یه بهار قدیمی ***

 

زیبای من

دستانت را برایم بسرای

ترانه ی دستانت

به رقص در می آورد

هر قطره ای را

قطره هایی که شنا نمی دانند

و دل به دریا می زنند

 

در گرداب چشمانت

قشنگ تر می توان رقصید

تنوره زد

و بی خود شد

مست مست

ابرها را لمس کرد

و شاید خدا را دید

و باز دوباره چکید

غلتید و آرمید

آری در آغوش تو

قشنگ تر می توان

خوشبختی را فهمید

۸۸/۳/۱۹

 

+نوشته شده در 88/09/22ساعت13:8توسط رحمان امانی فرد |
زنجیر هیچان

 

به دنبال چه می گردم

میان خودم و تو

با اینهمه هیچ که دنبال خودم زنجیر کرده ام

 

با کوله باری

پر از ناسوال بی پاسخ

و آینه ای بی من

که فریاد می زند

دلم برای خودم تنگ شده است

۲۵/۸/۸۸

+نوشته شده در 88/09/02ساعت13:53توسط رحمان امانی فرد |
چنین گفت آنکه نگفت 5

 

(۱)
راه حل هر تضادی در تضاد با خود آن است
و هر خودی با ضد خود به خود می رسد

(۲)
هر فضیلت و رذیلتی که در جامعه کاملا فراگیر شود از دید مردمان کاملا نامرئی میشود

(۳)
طبایع وجود با عشوه گری "او" موزون میشود

(۴)
رهبران بزرگ دخالت دادن مردم را بر دخالت کردن در زندگی آنها ترجیح می دهند

(۵)
حکمت در آدمی هرقدر عمیشق تر باشد خاموش تر و پنهان تر می ماند

(۶)
بنیاد دینداری را نه ملحدان و کافران که بنیاد گرایان دین نما بر می اندازند

(۷)
آن که مرگ را به اختیار می بلعد از بلعیده شدن در مرگ رهایی می یابد

(۸)
برای کسانی که قادر به پرواز در اوج نیستند
اوج گرفتگان در نزد آنان بسیار کوچک می نمایند

(۹)
زمانی که دوستی دو جنس مخالف اشباع نشود
ازدواج رخ میدهد و آنگاه اشتهای دوستی از بین می رود

(۱۰)
ذهن های خاکستری بهتر از ذهن های سیاه و سفید قضاوت می کنند

 

+نوشته شده در 88/08/25ساعت9:24توسط رحمان امانی فرد |
چنین گفت آنکه نگفت (4)

 

(۱)

ذهن های خلاق با "نایادگیری" و ذهن های عادی با "یادگیری تغذیه می شوند

(۲)

پیمودن فاصله میان "من" و "او" با طریقتی تلخ و سلوکی سخت در تلاقی گاه عشق شیرین می شود

(۳)

خنک آن کس که از راه تدبیر برخیزد و بر راه تقدیر نشیند او به راستی به سرنوشت خویش حاکم شده است

(۴)

آدمی هرقدر از دانش بیرونی لبریزتر شود از جوهر واقعی جان آگاهی دورتر می شود

(۵)

سرمستی درون کودتای ذهنی علیه واقعیت عینی است

(۶)

از طویله ی ذهن تاریک اندیش

نفرت و خشونت زاده می شود

(۷)

آشناترین زبان ناشناخته برای بشر

زبان شناخته شده ی عشق است

(۸)

به جای رفتن در مسیر تعیین شده باید به جایی رفت که در آن هیچ مسیری تعیین نشده است

(۹)

برای اطمینان کامل از یادنگرفتن چیزی

باید آن را به طور کامل در کتاب های درسی به ثبت رساند

(۱۰)

ازدحام دانش بیرونی مانع اشتعال الهام درونی است

 

+نوشته شده در 88/08/18ساعت10:38توسط رحمان امانی فرد |