***تقدیم به یه بهار قدیمی ***
زیبای من
دستانت را برایم بسرای
ترانه ی دستانت
به رقص در می آورد
هر قطره ای را
قطره هایی که شنا نمی دانند
و دل به دریا می زنند
در گرداب چشمانت
قشنگ تر می توان رقصید
تنوره زد
و بی خود شد
مست مست
ابرها را لمس کرد
و شاید خدا را دید
و باز دوباره چکید
غلتید و آرمید
آری در آغوش تو
قشنگ تر می توان
خوشبختی را فهمید
۸۸/۳/۱۹

به دنبال چه می گردم
میان خودم و تو
با اینهمه هیچ که دنبال خودم زنجیر کرده ام
با کوله باری
پر از ناسوال بی پاسخ
و آینه ای بی من
که فریاد می زند
دلم برای خودم تنگ شده است
۲۵/۸/۸۸

(۱)
راه حل هر تضادی در تضاد با خود آن است
و هر خودی با ضد خود به خود می رسد
(۲)
هر فضیلت و رذیلتی که در جامعه کاملا فراگیر شود از دید مردمان کاملا نامرئی میشود
(۳)
طبایع وجود با عشوه گری "او" موزون میشود
(۴)
رهبران بزرگ دخالت دادن مردم را بر دخالت کردن در زندگی آنها ترجیح می دهند
(۵)
حکمت در آدمی هرقدر عمیشق تر باشد خاموش تر و پنهان تر می ماند
(۶)
بنیاد دینداری را نه ملحدان و کافران که بنیاد گرایان دین نما بر می اندازند
(۷)
آن که مرگ را به اختیار می بلعد از بلعیده شدن در مرگ رهایی می یابد
(۸)
برای کسانی که قادر به پرواز در اوج نیستند
اوج گرفتگان در نزد آنان بسیار کوچک می نمایند
(۹)
زمانی که دوستی دو جنس مخالف اشباع نشود
ازدواج رخ میدهد و آنگاه اشتهای دوستی از بین می رود
(۱۰)
ذهن های خاکستری بهتر از ذهن های سیاه و سفید قضاوت می کنند
(۱)
ذهن های خلاق با "نایادگیری" و ذهن های عادی با "یادگیری تغذیه می شوند
(۲)
پیمودن فاصله میان "من" و "او" با طریقتی تلخ و سلوکی سخت در تلاقی گاه عشق شیرین می شود
(۳)
خنک آن کس که از راه تدبیر برخیزد و بر راه تقدیر نشیند او به راستی به سرنوشت خویش حاکم شده است
(۴)
آدمی هرقدر از دانش بیرونی لبریزتر شود از جوهر واقعی جان آگاهی دورتر می شود
(۵)
سرمستی درون کودتای ذهنی علیه واقعیت عینی است
(۶)
از طویله ی ذهن تاریک اندیش
نفرت و خشونت زاده می شود
(۷)
آشناترین زبان ناشناخته برای بشر
زبان شناخته شده ی عشق است
(۸)
به جای رفتن در مسیر تعیین شده باید به جایی رفت که در آن هیچ مسیری تعیین نشده است
(۹)
برای اطمینان کامل از یادنگرفتن چیزی
باید آن را به طور کامل در کتاب های درسی به ثبت رساند
(۱۰)
ازدحام دانش بیرونی مانع اشتعال الهام درونی است
ای کاش آغوشت را ...
ای کاش حتی دستانت را ...
ای کاش فقط نگاهت را ...
آه ...
ای کاش حتی سایه ات را ...
آه ...
آرزوی محال
آه ...
آرزو
آه ...

(۱)
برای امی شدن فرزانگی لازم است
و برای عاقل شدن دیوانگی لازم است
و برای پاک ماندن آغشتگی لازم است
(۲)
توکل بدون انتظار
ایمان بدون اضطراب
صبر بدون التهاب
و محبت بدون منت
از فضایل پارسایان گمنام است
(۳)
برخی زندگی را در سرشان
برخی در شکمشان
برخی در بازویشان
برخی در اندوخته هایشان
و برخی در خیالاتشان
و برخی در خدایشان حس می کنند
(۴)
همه چیز در ضدخود پنهان است
روشنایی در تاریکی
حیات در مرگ
یقین در شک
علم در جهل
وجد در غم
بلندی در پستی
فزونی در کاستی
راحتی در ریاضت
و امنیت در خوف
(۵)
برخی را بلا هلاک کند برخی را از بلا در گریزند
برخی را با بلا در ستیزند برخی را از بلا هراسانند
برخی بلا را تحمل کنند برخی بلا را پذیرا گردند
برخی بر بلا صبوری کنند برخی بلا را شاکر باشند
برخی از بلا درلخوش گردند
و برخی دیگر در بلا مطلوب خویش را شاهد باشند
و آنان فرزانگان راه یافته به دیار یار خواهند بود
(۶)
برخی را بلوغ به تکلیف می رساند
برخی را تکلیف به بلوغ می کشاند
اما آن که به فراسوی این دو در گذرد در بلوغ خویش به تکلیف بلیغ رسیده است
(۷)
آن که خواهد که نخواهد شهامت آن را دارد که بمیرد تا بماند
و آن که داند که نداند قدرت آن را دارد که تهی شود تا لبریز گردد
(۸)
برای رسیدن به آب عبور از خاک لازم است
برای رسیدن به نور عبور از گور لازم است
برای ورود به جنت گذر از جهنم لازم است
پس دستیابی به هرچیز از طریق ضد آن چیز میسر است
و ما همچنان ناسپاس این اضداد پنهان
(۹)
مرد اگر تماما مرد باشد از جوهر مردانگی بدور است
و زن اگر تماما زن باشد نیز اینچنین
مرد فهمی زنان و زن فهمی مردان جنسیت هر یک را به کمال یافتگی در جنس خود نزدیک می کند
(۱۰)
آن که شراب می نوشد تا مست شود از مستی شراب درون محروم می شود
و آن که از درون مست میشود تا به مستی خویش هشیار شود
از شراب شهود سرمست شده است
(۱)
راه مستقیم ، ناهموار ترین است
راه روشن ، تاریک ترین است
راه خرد ، نامعقول ترین است
راه عشق ، بی رحم ترین است
و راه بهشت ، سوزنده ترین است
(۲)
هر چیزی تا شکوفا نشود رها نمی شود
میوه پس از رسیدن کامل آزاد میشود
جنین پس از کامل شدن از بند زهدان آزاد میشود
و نفس پس از رسیدگی کامل نابود میشود
(۳)
جهل ریشه دانش است
تاریکی منبع روشنایی است
مرگ نیروی حیات است
ثبات پایه ی حرکت است
سنگینی منشا سبکی است
استواری تابع خمیدگی است
و زندگی وام دار میرندگی است
(۴)
برای پر بودن خالی شدن لازم است
برای گویا شدن خاموشی لازم است
برای بقا یافتن فنا شدن لازم است
(۵)
اگر ترس نباشد مردم راستگو می شوند
اگر زور نباشد یاغی ترین ها مطیع میشوند
اگر خرافه نباشد ملحد ترین ها دین دار میشوند
اگر سود نباشد فقیرترین ها ثروت مند میشوند
اگر اخلاق قانون نشود همه قوانین اخلاقی میشوند
و اگر ارزش ها تحمیل نشود همه فضیلت ها فراگیر می شوند
(۶)
دانسته ها ذهن ورزی را کند می کند
اندیشه ها اندیشیدن را قفل می کند
یاد دهی یادگیری را متوقف می سازد
تربیت کردن تربیت شدن را تضعیف می کند
تنبیه کردن خوف درونی را ضایع می کند
به پا داشتن آدمی را از پا می اندازد
راه بردن راه افتادن را به تاخیر می اندازد
(۷)
عشق ورزیدن بدون انتظار
کمک کردن بدون چشم داشت
داشتن بدون صاحب شدن
بخشیدن بدون منت گذاردن
راهنمایی بدون دخالت نمودن
و فرمان دادن بدون تسلط یافتن
فرزانگی را به ارمغان می آورد
(۸)
وقتی آب هست آب از یاد می رود
وقتی سلامتی کامل است سلامتی حس نمیشود
وقتی آرامش حضور دارد آسایش غایب می شود
وقتی هستی هست ، هستی نیست میشود
(۹)
چه بسا ننوشتن سخت تر از نوشتن
نگفتن دشوار تر از گفتن
نساختن پیچیده تر از ساختن
تربیت نکردن موثر تر از تربیت کردن
یاد ندادن عمیق تر از یاد دادن
و اقدام نکردن ، موثر تر از اقدام کردن باشد
(۱۰)
آن که با نقاب عدالت ، ظلم می کند
با سپر تقوی ، فساد به پا می کند
با صداقت ، فریب می دهد
با تکبر ، فروتنی می کند
با دروغ ، امانت داری می کند
با خود رایی ، راهنمایی می کند
با ترحم ، نوازش می کند
با تحسین ، تحقیر می کند
با نجابت ، تجاوز می کند
با شجاعت ، فرار می کند
او به راستی پلید ترین پاک نمای روزگار خویش است



